
ترجمه،ظرافت ها، پيچيدگي ها و لغزش ها

برخي کارشناسان بر اين باور هستند که ترجمه هنر و مهارتي نيست که به آساني آن را ياد گرفت. عشق و تلاش زياد لازمه مترجم شدن است. به گفته اين کارشناسان، مترجم حرفه اي شدن يک روند طولاني است که برخي تحمل طي کردن آن را ندارند. بسياري بدون طي کردن اين روند و تنها با گذراندن چند ترم کلاس زبان يا چند صباحي اقامت در خارج از کشور ادعاي مترجم بودن را دارند
پرويز مصلي نژاد" عضو هيات علمي دانشگاه و مدير گروه زبان انگليسي "دانشکده خبر"، مي گويد: بعضي از دانشجويان رشته زبان هاي خارجي با ترجمه يکي دو متن تصور مي کنند که مترجم شده اند و توانايي ترجمه و برگرداندن مطالب از زبان بيگانه به فارسي يا برعکس را دارند
مشکل ديگري که در رابطه با ترجمه وجود دارد اين است که افراد مختلف جامعه –حتي در مواردي افراد فرهيخته -از مترجمان توقع دارند که قادر به ترجمه متون مختلف باشند.
* خطاهاي ترجمه
" خورخه لوييس بورخس"، نويسنده و شاعر معروف "آرژانتيني"، گفته است گاه مترجم از نويسنده بهتر عمل مي کند و کتاب خوبي که سبک ضعيف دارد، ممکن است با تصحيح ها و پالايش هاي يک مترجم فروتن در زباني ديگر، کتاب بهتري شود.
با اين وجود ، درموارد زيادي به مطالبي بر مي خوريم که به زبان فارسي يا زبان بيگانه ارايه شده اند و داراي خطا هايي است که گاه خنده دار، زماني مشکل ساز و توهين آميز و در مواردي تاسف آور هستند.
خطاها هميشه ساده نيستند. گاه مترجماني وجود داشته اند که با ترجمه نادرست، بر شهرت و اعتبار نويسنده اصلي متن، لطمه واردکرده اند.برخي کارشناسان مي گويند مترجماني که متني را نادرست ترجمه مي کنند، مرتکب "خيانت " مي شوند، خيانت به زبان و خيانت به مترجمان جواني که شايد از سبک و سياق ترجماني آنان الگو برداري کنند.
" نجف دريابندري" مترجم معروف، مي گويد ترجمه نوعي آفرينش است، آفرينش يعني آسان کردن يک دشواري. حال اگر يک دشواري را دشوارتر کنيم بدون شک اسم آن را نمي شود ترجمه گذاشت.
بي توجهي مترجم به توان خود؛ ناآشنايي و فقدان اشراف به موضوع مورد ترجمه و زمينه هاي
آن، فهم نادرست متن اصلي و نيز نا آشنايي به واژگان تخصصي کاربردي مناسب در زبان مقصد؛ فقدان رعايت ساختار نحوي زبان فارسي در ترجمه از زبان ديگر به زبان فارسي و ساختار زبان بيگانه در هنگام ترجمه از فارسي به زبان ديگر؛ از مهم ترين لغزش هاي ترجمه است.
هم چنين رعايت نکردن هماهنگي و يکساني ترجمه جمله هاي مشابه؛ بي توجهي به ابعاد فرهنگي و اجتماعي نهفته در هنگام ترجمه از زبان مبدا به زبان مقصد؛ نا آشنايي با مفهوم و معناي اصطلاح ها و استعاره ها، ترجمه کلمه به کلمه و در نتيجه ناديده گرفتن عبارت ها و ترکيب ها و بافت موضوع؛ ناآشنايي با سبک و ويژگي هاي روحي ، فکري و ذوقي نويسنده را از ديگر لغزش هاي ترجمه مي توان برشمرد.
گاه در ترجمه، متن مورد ترجمه به ويژه در ادبيات داستاني بر اثر بي توجهي يا بي اطلاعي مترجم تغيير مي کند و آشکارا دچار استحاله مي شود. به گفته صاحب نظران گاه اين مشکل را حتي در رمان هايي که جزو شاهکارهاي دنيا محسوب مي شوند نيز مي توان مشاهده کرد.
*ويژگي هاي يک ترجمه خوب
در باره ويژگي هاي يک ترجمه خوب، "قاسم کبيري " در کتاب "اصول و روش ترجمه" مي
نويسد: "براي آنکه ترجمه داراي همان پويايي هاي زبان اصلي باشد بايد ضمن طبيعي بودن فهم آن سهل باشد تا هضم پيام، که شامل اطلاعات و تاثير عاطفي مورد نظر نويسنده زبان مبدا است آسان شود. هر متن زبان مبدا در يک وضعيت تاريخي خاص، در يک وضعيت فرهنگي ويژه، و با يک هدف يعني خواسته نويسنده نوشته شده است."
*ويژگي هاي مترجم
در رابطه با ويژگي هاي مترجم، ديدگاه هاي گوناگوني ارايه شده است اما در مجموع همه اساتيد فن، تسلط بر زبان مبدا و زبان مقصد و اشراف بر موضوع ترجمه را از عمده ترين ويژگي هاي مترجم دانسته اند.
مصلي نژاد مي گويد پيش از هر چيز مترجم بايد به هر دو زبان مبدا و مقصد تسلط کامل داشته باشد يعني تسلط در هر چهار مهارت گوش دادن، خواندن، نوشتن، صحبت کردن. البته در همه موارد و در ترجمه همه انواع متون تسلط يکسان بر همه اين مهارت ها لازم نخواهد بود.
"مهدي مهدوي نيا " عضو هيات علمي دانشگاه آزاد، نيز به پژوهشگر ايرنا مي گويد: مترجمان به دو دسته تقسيم مي شوند مترجمان تجربي و مترجماني که از طريق کسب دانش، کار خود را انجام مي دهند.
وي با اشاره به ويژگي هاي مترجم خوب مي گويد: مترجم بايد علاقمند به پژوهش و برقراري ارتباط باشد يعني بداند چه چيزي را مي خواهد منتقل کند و مفاهيم و پيام هاي لابلاي کلمات را درک کرده باشد و آنها را به درستي منتقل کند. مترجم بايد در صورت نياز در رابطه با موضوع کار خود مطالعه و پژوهش کند.
وي ضمن تاکيد بر دارا بودن "تخصص " براي ترجمه متون تخصصي مي گويد اين که مترجم بخواهد در يک "زمينه خاص" کار کند يا يک "زمينه عام "، متفاوت است. بدون شک اگر زمينه کار تخصصي باشد،مترجم هم بايد صاحب تخصص باشد در غير اين صورت نمي تواند مطلب را درست ترجمه کند.
"کريم امامي " در کتاب "از پست و بلند ترجمه" موارد زير را به عنوان معيارهاي اصلي سنجش توانايي مترجمان ذکر مي کند، "تبحر در زبان مبدا و ترجيحا مدتي اقامت در کشوري که محيط طبيعي آن زبان است؛ توانايي کافي در نگارش زبان مقصد؛ آشنايي با موضوع کتاب؛ برخورداري از تجربه کافي؛ آمادگي صرف وقت و بذل دقت، کمک گرفتن ازديگران (از جمله ويراستار)؛ و بهره مند بودن از قريحه نويسندگي."
موارد متعددي از اشتباه هاي فاحش و گاه خنده دار در ترجمه ها بچشم مي خورد که ناشي از بي توجهي به موارد فوق است.
" قاسم کبيري " مولف کتاب "اصول و روش ترجمه" در اين باره مي گويد: "براي مثال وقتي در فارسي به يک کودک زيبا مي گوييم "مي خورمت" و يا در مورد ديگر مي گوييد"مي کشمت"، کودک مي داند که شما نه قصد خوردنش را داريد و نه کمر به قتل او بسته ايد. زيبايي و ملاحت کودک سبب شده است که شما اين اصطلاحات را به شوخي به زبان آوريد. ولي اگر همين جمله ها را به انگليسي ترجمه کنيد و بگوييد: I'll eat you! و يا I'll kill you! و آنها را به يک کودک آمريکايي بگوييد کودک از ترس فورا جايي پناه خواهد گرفت و هرگز حاضر به ديدن مجدد شما نخواهد شد. زيرا شما را آدمخور و يا آدمکش فرض خواهد کرد."
"محمود جمشيدي"، مدرس دانشگاه، نيز در گفت و گو با ايرنا مي گويد: " اگر مترجم مي خواهد به بحث غير ادبي يا فني بپردازد بايد خودش اين کاره باشد و دانش کار را داشته باشد يا با اهل فن مشورت کند تا بتواند واژگان مناسب و درست و قابل فهم متخصصان و کاربران آن رشته را در متن ترجمه خود استفاده کند. "
وي مي افزايد: "براي مثال کتاب "آشنايي با ويندوز " را که به زبان فارسي ترجمه شده مي خوانيم ولي هيچ چيز از آن نمي فهميم چون واژگان استفاده شده در ترجمه براي درک مخاطب مناسب نيست. اين يک مشکل است. ترجمه هايي ديده مي شود که شما تک تک واژگان به کار برده شده در متن را مي دانيد و مي فهميد اما مفهوم جمله براي شما ناآشنا و غير قابل تشخيص است."
* نمونه هايي از خطا هاي ترجمه
علت بسياري از خطاهايي که در ترجمه رخ مي دهد، ناآشنايي يا بي توجهي به اصول ترجمه است؛ يعني تسلط بر زبان مبدا وزبان مقصد، آشنايي با موضوع و مساله امانت در ترجمه.
ترجمه گزينشي و يا آزاد از ديگرمسايلي است که باعث اشتباه در ترجمه مي شود. به گفته کارشناسان و صاحب نظران امر ترجمه، هر جمله اي که توسط نويسنده يا متکلم بيان مي شود حتما در يک موقعيت و بافت اجتماعي قرار مي گيرد و ويژگي هايي بر آن حاکم است و به هيچ وجه نمي تواند در خلاء اجتماعي ايجاد بشود از اين رو ترجمه گزينشي و يا آزاد در مواردي تاثير منفي بر صحت و درستي کل مطلب دارد و آن را زير سوال مي برد.
در فرهنگ لغت انگليسي معادل واژه notorious، کلمه "معروف " آمده است که به طور ضمني داراي مفهوم منفي است و با تعبير بدنام و انگشت نما بکار مي رود. اما برخي از مترجمان تازه کار بدون توجه به بار معنايي اين واژه آن را به جاي واژه "معروف" (با بار معنايي مثبت ) براي توصيف شخصيت ها و مقام هاي برجسته دنيا بکار مي برند. براي نمونه درمتني که از فارسي به انگليسي ترجمه شده براي توصيف "سعدي " شاعر گرانپايه و معروف ايراني به اشتباه از اين واژه استفاده شده و آمده است:
" Saadi is one of the notorious poets of Iran"
در ترجمه متون فني به خصوص حتما بايد به "فرهنگ اصطلاحات" مراجعه کرد. هرچند که جمشيدي مي گويد در مواردي حتي فرهنگ لغت پاسخگو نيست و گاهي لازم مي شود مترجم براي ترجمه متن خود به کاربران روزمره آن وسيله فني مراجعه کنند تا واژه کاربردي عاميانه آن را پيدا کنند.
گاه اشتراکات زباني مترجم را به اشتباه مي اندازد. مواردي است که کلمات بيگانه با تغييراتي در معنا در زبان فارسي به کار برده مي شوند اما مترجمان درهنگام برگرداندن اين کلمات به اشتباه کاربرد فارسي را براي واژه بيگانه بکار مي برند.
*ترجمه اصطلاحات
همه زبان ها داراي اصطلاحات خاص خود هستند يعني يک رشته کلماتي که معاني آنها با معناي تک تک کلمه ها فرق دارد، يا از استعاره و تشبيه هايي استفاده مي کنند که در زبان ديگرمتفاوت است. اين بخش ازکار، مترجمي را که مي خواهد کار خوب ارايه دهد به چالش مي کشد. در ترجمه اصطلاح ها اغلب ترجمه لفظ به لفظ کارساز نيست. امامي مي گويد "بايد يک اصطلاح انگليسي را برداشت و در حد امکان يک اصطلاح فارسي به جاي آن گذاشت.
به نظر امامي ترجمه اصطلاح هاي تخصصي يکي از بحث انگيز ترين عرصه هاي کار نگارشي و ترجمه است. "مترجم يک متن پزشکي چه بايد بکند؟ يا يک متن مهندسي؟ يا يک متن هنري؟ اصطلاحات زبان اصلي را عينا به کار ببرد؟ خودش اصطلاحات فارسي تازه اي بسازد. ببيند ديگران پيش از او چه نوشته اند و دراقع کدام واژه هاي جديد جا افتاده اند و در سطح وسيعي در حرفه به کار مي روند و کدام پيشنهادها قبول عامه نيافته اند؟"
*بي توجهي به زبان و سبک نويسنده
مقوله مهمي که بعضي از مترجمان در موقع انجام کار ناديده مي گيرند سبک و زبان نويسنده متن اصلي است. اين مورد به وضوح در ترجمه شفاهي يا زير نويس بعضي از فيلم ها ديده مي شود که مخاطبان متن اصلي - چه شنيداري چه ديداري - همه براي مثال مي خندند و مخاطبان زبان مقصد هاج و واج مي مانند که چيز خنده داري گفته نشده است.
جمشيدي، مي گويد آنها دقت نمي کنند که بايد اول تشخيص دهند در زبان اصلي از چه نوع زباني استفاده شده است– زبان دقيق علمي، زبان ادبي زبان معمولي، زبان روزمره، ، زبان کوچه بازار و لاتي، زبان طنزآميز، استعاره يا طعنه.
از جمله مشکل هاي ديگر ترجمه اين است که در بعضي ترجمه ها، مترجم توضيح را با متن اصلي ادغام مي کند به طوري که متن اصلي مخدوش مي شود. بر عکس گاهي متن ترجمه شده حاوي اطلاعاتي است که براي مخاطب زبان اصلي قابل درک و ملموس بوده است اما براي مخاطب زبان مقصد نامفهوم و گنگ است و نياز به توضح دارد اما مترجم به اين مساله توجه نمي کند.
*آوانويسي نام هاي خاص
ذکر صحيح اعلام – نامهاي خاص تاريخي و جغرافيايي – از وظايف اصلي مترجمان است اما در عمل ديده مي شود که اين مساله زياد رعايت نمي شود براي مثال واشنگتن صحيح است يا واشينگتن؛ هري پاتر صحيح است يا هري پوتر؛ و...
*پيشنهاد ها و راهکارها
براي بهبود وضع ترجمه در کشور، اقدامات زيادي بايد صورت گيرد.تشکيل صنف يا اتحاديه مترجمان مي تواند يکي از اقدامات مهم در اين راه باشد.
مصلي نژاد مي گويد: مترجمان ما صنف يا اتحاديه ندارند. يک سازمان يا يک پژوهشکده بايد درست شود و کار هماهنگي و نظارت را انجام دهد.
مهدوي نيا مي گويد: سيستم مميزي لازم است البته مسلما نمي توانيم دست روي دست بگذاريم و کار نکينم تا زماني که زمينه ها را شناسايي کنيم. اگر سيستم نظارتي وجود داشته باشد خيلي از اين مسايل مي کاهد. سيستم مميزي و ارزيابي بايد همه جا باشد و حتما در ترجمه هم بايد باشد.
مهدوي نيا معتقد است بايد يک بررسي علمي همراه با مطالعه موردي صورت گيرد و آسيب شناسي شود که چه عواملي در ترجمه نادرست دخيل است. براي مثال گاهي مترجم زبان را نمي داند حالا يا زبان مبدا يا زبان هدف و مقصد؛ گاهي هنر نويسندگي را نمي داند گاهي جامعه را نمي شناسد؛ گاهي مخاطب را نمي شناسد يا علم ترجمه را نمي داند.
برخي از کارشناسان ايجاد و راه اندازي کتابخانه تخصصي ترجمه را توصيه مي کنند و معتقدند اين کتابخانه بايد کتاب ها و نشريه هايي که مي تواند به علاقه مندان آموزش ترجمه کمک کند يا تسهيلاتي در امر ترجمه گردآوري و فراهم کند و در اختيار مشتاقان قرار دهد. اين کتابخانه بايد همچنين به نرم افزارها و نوارهاي صوتي و تصويري مجهز باشد.
برگزاري کارگاه هاي آموزشي ترجمه در سطوح مختلف و کارگاه هاي ترجمه براي تبادل افکار و آرا براي کارشناسان فن، شناسايي پايگاه هاي ترجمه در اينترنت و اينترانت و نيز ابزار و شيوه هاي کارآمد ديگر و ارايه به علاقه مندان به منظور بالا بردن سطح دانش و کارآيي مترجمان و تسهيل و تسريع در امر ترجمه ازجمله ديگر راه هاي پشتيباني در اين زمينه ذکر مي شود.
کارشناسان همچنين شناسايي مجامع علمي داخلي و خارجي که متولي ترجمه، با گرايش هاي متفاوت هستند، و ارتباط با آنها به منظور استفاده از تجارب آنها و نيز شناسايي امکانات سرگردان، جذب حمايت هاي مادي و معنوي و ارايه خدمات ترجمه را توصيه مي کنند.
همچنين برگزاري همايش در مقاطع زماني متفاوت با مترجمان و استادان فن ترجمه نيز مي تواند در اين رابطه بسيار کارساز باشد.
خـــــــدايـــــــا
دوست بدار آنهايي را كه دوستمان دارند و نمي دانيم
و سلامت بدار آنهايي را كه دوستشان داريم و نمي دانند

0 comments:
Post a Comment